جمال الدين محمد الخوانساري
266
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
صلوات اللّه وسلامه عليه كه شخصي سؤال كرده از آن حضرت از قدر ؟ - پس فرموده آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه كه : بحريست عميق پس فرو مرو در آن . باز سؤال كرده مرتبهء دوّم ، پس فرموده آن حضرت كه : راهيست تاريك پس مرو بآن راه . باز سؤال كرده مرتبهء سيم . پس فرموده كه : سرّ خداست پس متكلف آن مشو ، وحديث طويل ديگر نيز نقل كرده از آن حضرت صلوات اللّه عليه كه در آن نيز نهى شده از آن . وپوشيده نيست كه حديث اوّل موافق است با اين فقرهء مباركه كه در اينجا نقل شده . وشيخ مفيد رحمه اللّه حكم بصحت اين حديثها نكرده وگفته كه : بر تقديرى كه آنها صحيح باشد دو احتمال دارد : يكى آنكه - نهى مخصوص جمعى باشد كه خوض درين قسم مطالب نتوانند كرد وتأمّل در اينها باعث ضلال « 1 » ايشان شود وشامل جميع مكلفين نباشد . دوم اين كه - نهى از تحقيق معنى قضا وقدر نباشد بلكه نهى از تفكر در اسرار قضا وقدر باشد واز خوض در آنها وطلب علتي از براي هر فعلى از افعال خداى عزّ وجلّ وهر حكمي از احكام أو ، زيرا كه آن چيزى نيست كه عقول بشرى بآن تواند رسيد بلكه همين بايد دانست كه هر چه كرده از روى حكمت ومصلحت است وهيچ چيز را باطل وعبث خلق نكرده وقرار نداده چنانكه در قرآن مجيد فرموده : وَما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالْأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبِينَ يعنى خلق نكرديم ما آسمانها وزمين وآنچه را ميانهء آنها باشد بازى كننده . وفرموده : أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً ، يعنى آيا گمان بردهايد شما اين كه خلق كردهايم ما شما را عبث يعنى بازى كننده يا از براي عبث وبازى . وفرموده : إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ ،
--> ( 1 ) در همهء نسخ : « اضلال » وقياسا تصحيح شد .